آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدنت چه بود؟!!

آقای احمدی نژاد آبت نبود نانت نبود رئیس جمهور شدنت چه بود؟! آخه پدر آمرزیده دو دوره رئیس جمهور شدی که چی بشه ! تو چه گلی به سر این ملت زدی؟! پول نفت رو سر سفره مردم بردی؟! به مردم یارانه دادی؟! مسکن مهر راه انداختی؟! سطح رفاه عمومی رو بالا بردی؟! ره ساختی، سد و پل و کارخانه و شهرکهای صنعتی ساختی؟! کدوم کار رو کردی که بهش افتخار کنی؟ اصلاً تو را چه به سیاست؟ سیاست هزار و یک پیچ و خم داره که تو اهلش نیستی. چرا خودت رو درگیر این و آن کردی؟ به آمریکا می تازی، به اسرائیل می پری، اتحادیه اروپا رو دور می زنی، از خط قرمزهای صهیونیست ها می گذری. یک بار جستی، دو بار جستی، آخرش تو دستی .

راستی یادت میاد در مناظره انتخابات با چه کسانی درگیر شدی؟ با دانه درشت ها. زورت که به این اقویا نمی رسه، چرا آب در هاون می کوبی؟ آخه باباجان پنجه در پنجه پیل افکندن زور می خواد، فن می خواد، پشت بند می خواد که نداری. البت یک مشت پابرهنه و مستضعف ازت حمایت کرده و می کنند چه فایده این ها که اقشار آسیب پذیرند، تو یک استکان آب غرق میشن. واقعاً معضل شدی، توی گلوی خیلی ها گیر کردی، نه می تونن قورتت بدن و نه بیرون بندازن.

هنوز گرمی، نمی دونی چه خوابهایی برات دیدند، چه بلایی می خوان سرت در بیارن،چپی ها، راستی ها، اصولگراها، اصلاح طلبها، آنور آبی ها، اینور آبی ها، تکنوکراتها، کراواتی ها، زرمندان، زورمندان و خلاصه همه اونها دست به دست هم دادن دارن کاری می کنند کارستان. بازار رو آشفته می کنند، طلا و ارز رو بالا و پایین می کنند، اجناس انبار می کنند، بازار سیاه درست می کنند، قیمت رو می پرانند. اصلاً دولت در سایه دارند، تو اصلاً می دونی دولت در سایه یعنی چه؟ نه نمی دونی، اونها همه کاره اند، رانت دارند، نفوذ دارند، زور دارند، زر دارند، تزویر دارند.

تو رو خدا یه کمی کوتاه بیا، اگر کمی فقط یه کمی کوتاه بیایی(البته بوهایی به مشام می رسد)، همه چیز درست میشه، مملکت گلستان میشه، قیمت ها می شکنه، سایه میره کنار و دولت در سایه آشکار میشه، تشت های زیادی از بام میفته، کشک های بسیاری سابیده میشه، لیفت و لیس ها کم میشه. جونم واست بگه همه درها روی پاشنه دلخواهت می چرخه.

این چند ماه مانده رو دست به عصا راه برو، اصلاً چند روزی برو تو خونه بشین، یه سیگنال هایی برا عمو سام بفرست. بالاخره چاره چیه. راستی میدونی توی ینگه دنیا چه اتفاقی میخواد بیفته؟ رامنی ها و جنگ طلب ها می خوان بیان سرکار، اونوقت گاوچرانها، آمیگوها و کابوها ششلول بندی می کنند، تو هم که یال و کوپالی نداری. خلاصه محمود جان بدجوری خودتو درگیر از خود بهتران کردی. البته بعضی وقتها خوب زرنگ تشریف داری، خبرنگارای خارجی میگن مثل ماهی لیزی نمیشه تو رو گرفت، راست میگن؟

منو ببخش که روده درازی کردم. با این همه اوصاف غلیظ و رقیق باز هم دوستت داریم. چه کنیم یه روز میایی یه روز میری. چه آمدنی چه رفتنی؟! نمیدونم مردم از رفتنت شادان میشن یا نگران. اما هرجا هستی همچنان و کمافی السابق منشأ خیرات و مبرّات باشی.

نذار طرحهای انقلابیت تعطیل بشه یا رو زمین بمونه.

مردم کوچه و بازار(همان ولی نعمتان انقلاب) میگن بعد از احمدی نژاد یارانه چی میشه؟ مسکن مهر چی میشه؟ ساخت و ساز و طرح های زیر بنایی و نمی دونم کارهای خوب و امیدوار کننده ات ادامه داره یا نه. گرچه بعضاً از دور و بری هات خیری به ما نرسیده اما شخصیتت دوست داشتنی هست.

خدا رحمت کنه شهید رجایی را که هنوز حلاوت کارهاش در کام مردم مانده، تو هم همچنین.

مسلم رستمانی


 داستان ياز گل

از راه مدرسه يكراست به خانه ياز  گل رفتم. مادر ياز گل با تعدادي اززنان همسايه در حياط منزل بساط پخت و پز راه انداخته بودند و " بشمه و بورك " درست مي كردند . مادر به خاطر بيماري دخترش يازگل ، زنان روستا را دعوت كرده بود تا در منزلشان قرآني بخوانند و براي سلامتي دخترش دعا كنند . اتاقها و سكّوي خانه با فرش ها وپشتي هاي تركمني مثل باغ پرازنقش ونگار شده بود . باهمه سلام و عليكي كردم و خواستم كمك كنم كه مادر ياز گل اجازه نداد و گفت : " خانم معلم ياز گل تنها تواتاق نشسته شما تشريف ببريد توي اتاق ."  قبول كردم وبه اتاق رفتم.

يازگل دانش آموز كلاس اول من بود. سه ماه بود كه از سال تحصيلي مي گذشت واوبه اندازه سه سال لاغر شده بود. يادم هست روز اول مدرسه دختري قد كوتاه با صورتي سفيد و چشمان بادامي و دماغ كوچك و موهاي بافته شده ،آنقدر نمكين صحبت مي كرد كه توجه هر تازه واردي را به خودش جلب مي كرد. كم كم طراوت اين گل بهاري به زردي گراييد . روز به روز لاغر و لاغر تر مي شد . اولش فكر مي كردند سردردي يا سرما خوردگي يا شكم درد ساده هست ،امّا اين وضع يك ماهي طول كشيد.  ياز گل ديگر نمي توانست مرتّب به مدرسه بيايد .

يك روز بعد از مدرسه به منزلشان رفتم . ياز گل روي پلّه نشسته بود و علف را به سوي بز كوچكش كه اطراف حياط مي پلكيد، گرفته بود و بزش را صدا مي زد . بز به طرفش مي آمد و علف تازه را بو  مي كرد . يازگل سرش را در بغل مي گرفت و روي صورت و لب ودهانش دست مي كشيد. بز خودش را بزور از دست او نجات مي داد و باز در اطراف حياط علف ها و برگ درختان را بو ومزمزه مي كرد . مادرش ، گل جمال، روي سكّو نشسته بود وباچشمان نگران به دخترش كه صورتش رنگ سفال      شده بود نگاه مي كرد . دخترش مثل برفي كه آفتاب ديده باشد ، ذرّه ذرّه جلوي چشمان مادر آب    مي شد و كاري از دست او ساخته نبود . تاچشمش به من افتاد، بلند شد. امّا قبل از اينكه حرفي بين ما رد و بدل شود ، بغضي كه بيخ گلويش را گرفته بود ، اجازه حرف زدن نداد. بغض تركيد و بنا كرد به هق هق گريه كردن . نمي دانستم دلم براي يازگل بيشتر مي سوزد يا گل جمال . دستانش را توي دستم گرفتم وبعد بغلش كردم  سعي كردم آرامش كنم ،  گفتم : " با گريه كردن كه كاري درست نمي شود . من عمويم دكتر است . اگر مايل باشي امروز عصر ياز گل را  ببريم مطب . اگر عكسي يا آزمايشي هم نوشت شب منزل ما مي مانيم و صبح عكس وآزمايش را انجام مي دهيم . با عمويم صحبت كردم. عمويم گفت كه مريض را بايد ببيند  و اگر لازم باشد عكسي بايدبگيرد يا آزمايشي انجام دهدتا بيماري معلوم شود  از مدرسه هم يكي دو روزي مرخصي گرفتم ."  گل جمال اول تعارف كرد ولي با اصرار من قبول كرد . مرا بغل كرد و بوسيد و گفت : " خانم معلم تو را به خدا كاري كن. تنها دخترم جلوي چشمانم دارد آب مي شود و از دست مي رود ." باگريه ي گل جمال ، دماغم تير كشيد و براي همدلي با او چند قطره اشك از گوشه ي چشمانم سرازير شد.

ادامه نوشته

دستاوردهای جنگ

جنگ واژه ی شنیع و زشتی است که هیچ عقل سلیمی آن را بر نمی تابد. ره آورد جنگ جز ویرانی و آوارگی و کشت و کشتار انسانها چیز دیگری نیست در طول تاریخ جنگ های فراوانی از طرف قدرت طلبان و سلطه جویان بر بشریت تحمیل شد میلیون ها انسان در کام مرگ فرو رفتند و زیرساخت های صنعتی و اقتصادی و فرهنگی بسیاری از کشورها در آتش جنگ ویران شد. زمامداران خونخوار و مرموزی چون آتیلاها و نرون ها و تیمور و چنگیز و هیتلر و صدام و بوش ها و اینک اوباما به قصد برتری جویی و بسط و توسعه سرزمین و به دست آوردن ذخایر جنگ افروزی ها کرده اند و تباهی را برای بشر به ارمغان آوردند در دو جنگ جهانی میلیونها میلیون انسان در اثر بمبارانهای هسته ای و شیمیایی و سلاح های کشتار جمعی به ورطه نیستی کشیده شدند که هنوز آثار شوم ناشی از جنگ در نسل ها به خصوص آسیای دور ظهور و بروز پیدا می کند. در مجموع می توان گفت جنگ بسیار هولناک و ویرانگر است امّا همین کلمه اگر در راستای تقابل با سلطه جویان و دفاع ا زارزش ها و نوامیس و سرزمین و ایدئولوژی باشد نه تنها مقبول بلکه مقدس است یعنی همان هشت سال دفاع مقدس.

می دانیم جنگ اعمال قدرت نظامی برای تحقق اهداف سیاسی است به منظور تحمیل اراده ی خود بر دیگری با توسل به زور اسلحه و جنگ زمانی به وقوع می پیوندد که راه حل دیگری نباشد جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که به تشخص تئوریسین های جنگ ]آخرین جنگ کلاسیک است که پرونده اش بسته شد[ در راستای تحمیل اراده ی استکبار توسط جانی بالفطره و مجری اوامر استکبار ، صدام جنایتکار در شرایط نامتوازن به وقوع پیوست. برآن نیستیم ما وقع جنگ را در این وجیزه به تصویر بکشیم اما ذکر این نکته ضروریست که گر چه این جنگ آثار زیانبار فراوانی بر جای گذاشت و خون های پاک هزاران انسان شریف بر زمین ریخته شد و هزاران جانباز بر جای گذاشت امّا دفاعی جانانه بود که دستاوردهای مثبت فراوانی برای ما داشت.

امام امت «ره» فرمودند]هر روز ما در جنگ برکتی داشتیم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم.[ که به اختصار بیان می نماییم حضور مردم در صحنه – کسب تجربه عملی. مشارکت و حضور در عرصه های مختلف- حفظ استقلال و تمامیت ارضی- تحکیم پایه های انقلاب ایجاد و تقویت روحیه تعاون و از خود گذشتگی – تحول روحی و معجزه آسا در جنگ. تجربه ی اثر معنوی در پیروزی- ارتقای سطح خود باوری و رسیدن به قله های پیشرفت عملی به خصوص در زمینه تولید انبوه تسلیحات دفاعی و در یک کلمه دفاع مقدس ما در هشت سال به دنیا ثابت کرد که غیرت دینی و ملّی ایرانیان راه هر گونه طمع و تجاوز را بر بیگانگان می بندد و به خود می بالیم که هشت سال دفاع مقدس  معادلات نظامی جنگ افروزان را برهم زد

 زنده باد ایران من

مسلم رستمانی